خواص همدانی

خواص همدانی بخوانند

سالهاست که در مقاطع مختلف تب و تاب دلسوزان همدانی برای توسعه شهر و استان بالا می رود اما با گذر زمان و مشغولیت های فرودست این تب خیلی زود به عرق می نشیند و پس از آن هم که انگار نه انگار که روزی استان عقب مانده از چرخ توسعه توصیف شده و چه راهکارهای ریز و درشتی هم که برای سرعت بخشی به توسعه روی میز گذاشته نشده است!

در وادی گفتار و ایده پردازی تا کنون از لزوم جذب سرمایه گذار و کشاندن سرمایه های در بالشت خفته مردم به بازار کار سخن به میان رفته اما اندک محفلی این را گوشزد کرده که؛ ای وای آب از سر چشمه گل آلوده بوده و ما اندرخم کوچه پس کوچه هائیم.
بر پایی میزگرد « انتقال پایتخت و ظرفیت های همدان برای پایتختی » اگر چه شاید در مظان عده ای کمی بلند پروازی و خوش خیالی به حساب آید اما کمترین اثرش این بود که داشته ها و نداشته های همدان را روی میز بگذاریم و ببینیم که تا چه اندازه در تناسب نام پایتخت 500ساله ایران یعنی هگمتانه یا اکباتان تلاش شده است. آمار و ارقام که این را نشان نمیدهند. حداقل فضای شهر و قیاس آن با دیگر کلان شهرهای انگشت نشان کشور به هر همدانی گوشزد می کند که بسی از توسعه عقب مانده است. چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب. بعد از انقلابش را خجسته نماینده مردم در مجلس اذعان داشت.
او گفت که عده‌ای که به نظر او گنجشک مغز و کوچک فکرند 35 سال است که استان را از توسعه باز داشته اند. اما چه کسی است که خواهان پیشرفت و آبادانی موطن خود نباشد مگر نه اینکه « حب الوطن من الایمان»؛ علمای جامعه شناس در مردم‌شناسی همدان نظریه ای دارند که معروف هم شده و آن اینکه همدانی‌ها سردند و روحیه کار جمعی را ندارند و البته آنرا کمی نشات گرفته از سردی هوای این خطه می دانند. شاید این عامل موجب شده تا دست کم برخی از نخبگان و خواص برای آنکه کسی از آنها بالا نزند و موقعیت شان به خطر نیفتد عافیت‌طلبی را بر منافع استان ترجیح دهند و مثلا در ماجراهای مختلفی چون برخی انتصابات اگر از دستشان بر نیاید که گزینه خود را به استان بیاورند دیگر نمی گذارند گزینه بومی دیگری هم پای در استان بگذارد. راست میگوید نماینده همدان که وقتی به اصفهان یا اراک میرود گریه اش می گیرد.
وحدت شکننده و به قول شهردار نخبه‌کشی سالهاست تن نحیف استان را می‌آزارد و هنوز هم دست بردار نیست. یا اراکی ها و اصفهانی ها وحدت را مادر زادی داشته اند و یا ما دیر به تقسیم وحدت در هنگام خلق آفرینش رسیده ایم! علت هر چه باشد فعلا و بعدا و پیشتر از این دودش به چشم خیلی ها رفته و عده ای بالانشین هم که ادعای کدخدایی این شهر و استان را دارند به زور می خواهند مردم را روانه بهشت خودساخته کنند. بهشتی که از آن فقط هوای پاکش برایمان مانده و دیگر هیچ.
بهانه میزگرد انتقال پایتخت بود اما وقتی نام همدان به میان آمد می شد ناتوانی این شهر را از کشیدن بارامانت پایتخت درک کرد. راست می گوید مولوی؛ ‌وقتی خیابان‌های ما تاب یک برف و باران را ندارند و برای آن کمیته بحران تشکیل می‌شود دیگر چه خیال پایتختی می‌ماند.
وقتی برای سیراب کردن مردم در سالهای آینده هنوز در هوای رساندن آب تالوار زنجانی‌ها به استانیم دیگر چه آبی برای سفرا و وزرای دولت می‌ماند.
از اینها گذشته شاید دلیل برپایی این نشست به مرگ گرفتن و به تب راضی شدن بوده که عادت برخورد مدیران با پروژه‌ها و برنامه  ها بوده است.باشد که همدان هم از قرار گرفتن در ترازوی پایتختی وزن خود را با تهران محکی بزند و بداند که تا کجا از قافله تعالی عقب افتاده است. قابل توجه شورای شهر و دیگر مدیران؛ در آخرین اظهارات محاسبه کرده اند که همدان در قیاس با دیگر کلان شهرها دست کم هشت سالی عقب افتاده است. تا باشد گوش هشیار و دیده بیدار!
هر چه بود در این نشست به یکی از ریشه‌ای ترین موانع توسعه استان و شهر همدان بخوبی اشاره شد و به عبارتی کشف گردید که «تا فرهنگ نباشد توسعه معنایی ندارد»‌وقتی یک همدانی برای خودش می اندیشد و همکلاسی ها را رقیب می نگرد نه همراه؛ وقتی مدیر غیر بومی چپ و راست راهی استان می شود تا دوره آزمون و خطای خود را با این مردم نجیب طی کند ؛ وقتی او برای ارائه آمار تلاش می کند نه برای توسعه شهر، دیگر چه انتظاری از توسعه اصفهان گونه همدان خواهی داشت!»
باید هم وزیر به اوضاع مسکن مهر همدان بخندد، آن زمان که این زمین ها یا با به اصطلاح تپه ها را جانمایی می کردند معترضی در همدان صدایش شنیده نشد و مسئولان بالادست نشین غیر بومی هم که به فکر چینش اعداد برای جملات و آمار دهان پر کن نزد رئوسایشان بودند؛ او به جانمایی مسکن مهر نخندیده به بی خیالی و آسوده خاطری دلسوزان همدانی لبخند زده که پس اینها چه کرده اند؟!  قصه این استان و شهر شاید تا سالها همین باشد اما هر چه بود این میزگرد نشتری بود بر رگ خواب رفته خواص همدانی.


برچسب‌ها: منتشر شده در روزنامه همدان پیام 05, 11, 92
|+| نوشته شده توسط سعیدزارع صفا در شنبه 1392/11/05  |
 گاهي ريش‌سفيدی باید کرد

گاهي ريش‌سفيدی باید کرد

استيضاح شهردار ملاير نخستین حاشيه‌هاي شوراهاي چهارم را در استان رقم زد. هرچند كه استيضاح شهردار از حقوق مصرح شورا به حساب مي‌آيد، اما چه كسي است كه نداند وقتي نام استيضاح به ميان بيايد حواشي هزينه‌ها و اتلاف فرصت شهر و مسئولان هم با آن مي‌آيد؛ چه برسد به اينكه رنگ واقعيت بگيرد و شهردار بركنار شود.

در اينكه ماجراي استيضاح چه بوده و عوامل پشت پرده داشته يا نه بسيار گفته شده و باز هم گفته خواهد شد؛ اما آنچه انگيزه اين ستون براي نوشتن شد برخوردي بود كه هفته گذشته استاندار محترم درباره موضوع اختلاف شهردار و برخي مسئولان ملاير داشت كه نكاتي حائز اهميت در آن نهفته است.
1- آنچنان كه منابع رسمي گزارش دادند نيكبخت در شوراي مسكن استان از اينكه فرماندار ويژه ملاير وارد ماجراي اختلاف شهردار و برخي دستگاه‌ها در ملاير نشده خرده گرفته و در توصيه‌اي امرگونه از وي خواسته كه "اگر شهردار مصوبات و دستوران شما را نمي‌پذيرد مراحل قانوني را طي كنيد." او از آزادبخت خواست كه اجازه ندهد كسي در شهرستان ملاير از مصوبات تمرد كند وگرنه خود وارد ماجرا خواهد شد.
علاوه بر اين استاندار محترم معاون عمراني را هم ملزم به پيگيري مسأله كرد.
از اينكه استاندار عالي‌ترين مقام اجرايي استان است و دستورات و خواسته‌هايش بايد مورد اطاعات دستگاه‌هاي اجرايي استان قرار گيرد شك و شبهه‌اي نبوده و نيست و بنابراين مي‌تواند در مسائل ورود مستقيم داشته و كلامش فصل‌الخطاب قرار گيرد.
اما در استفاده از اين حق و اختيار چنانچه مصالح و ملاحظات در نظر گرفته نشود يا بد تشخيص داده شود آثار و عواقب گاه جبران‌ناپذيري را حتي براي شخص استاندار در پي خواهد داشت. چراكه استاندار در جايگاه عالي‌ترين مقام اجرايي هر استان علاوه بر قوه قهريه از پتانسيل‌هاي ديگري چون نقطه ثقل بودن، فصل‌الخطاب بودن و محور وحدت بودن نيز مي‌تواند بهره ببرد به شرط آنكه خود نيز در حفظ اين جايگاه بكوشد.
وجود اختلاف بين شهرداري ملاير و برخي دستگاه‌ها به دلايل مختلف نمي‌تواند موجب خطاب و برخورد اينگونه استاندار محترم باشد؛ چراكه برخورد محكم و با قدرت كاربردهاي خاص خود را دارد و در جايي كه نرمي و ريش‌سفيدي بهتر جواب مي‌دهد برخورد قهري كردن موجب افزايش مشكلات خواهد شد و گاه وحدت‌شكن خواهد بود.
در پرونده اختلافات شهردار ملاير با برخي از دستگاه‌ها اگر موضوع تخصصي بوده كه بايد به مراجع كارشناسي ارجاع مي‌شده و اگر با وجود اين امر باز هم شهردارملاير از عمل به مصوبات امتناع ورزيده مي‌شد با جلسه‌اي خصوصي مسئولان ملايري را كه سابقه درخشاني هم در مديريت دارند گردهم آورد و به حل اختلافات آنها همت گماشت. چه با اين اقدام هم حاشيه فيصله پيدا مي‌كرد و هم بر محبوبيت استاندار افزوده مي‌شد.
2- اما نكته ديگر كه پراهميت‌تر از بند اول است نزديكي هشدار استاندار همدان به شهردار ملاير با زمان بركناري وي از اين سمت است. اگرچه نمي‌توان به طور قطع دليل بركناري شهردار ملاير را تذكر شديد نيكبخت به او دانست - چه اينكه به لحاظ قانوني اين شوراست كه اختيار بركناري شهردار را دارد -  اما تقارن اين دو اقدام سبب شائبه‌سازي در افكار عمومي شده تا جايي كه دست‌كم اين ذهنيت را به وجود آورده كه در تذكر استاندار موجب تحريك شوراي شهر به بركناري شهردار شد.
با بركناري شهردار ملاير و به حاشيه كشيدن امور، دست‌كم تا چند هفته آينده نمي‌توان اميدي به بازگشت امور به حالت عادي داشت و با تأكيد مجدد بر حق شورا براي استيضاح شهردار، اميدواريم كه واكنش نيكبخت به اختلافات مابين شهرداري ملاير با فرمانداري موجب تحريك شورا و تسريع در امر بركناري نشده باشد.


برچسب‌ها: منتشر شده در روزنامه همدان پیام 25, 10, 92
|+| نوشته شده توسط سعیدزارع صفا در چهارشنبه 1392/10/25  |
 تغییر سفرهای استانی

اعتدال در سفر


روحانی صبح دیروز که نه حوالی ظهر پا به سرزمین مردمان خونگرمی گذاشت که از ساعتها پیش منتظر حضور وی در جمع خود بودند. از آنها خواسته نشده بود که به استقبال بیایند و اصلا بنا این دولت متفاوت بودن این سفرها از سفرهای پر هزینه و زحمت دولت گذشته بود. اما بودند جمعیتی که به امید دیدار برگزیده خود در انتخابات 24 خرداد خیابان منتهی به مصلای شهر اهواز صف کشیده بودند.

هر چند دولتی ها پیش از آغاز این سفر گفته بودند که نمی خواهند مردم را به خیابان بکشانند اما خوزستانی ها با استقبال گرم از رئیس جمهور حتی خاطرات سفرهای دولت گذشته را با انداختن نامه های انبوه خود به داخل خودروی روحانی و به قول یکی از خبرگزاری ها تبدیل شدن خودروی رئیس جمهور به صندوق پستی نشان دادند که هنوز دردها و خواسته های فراوانی هست که از دوران گذشته بر زمین مانده و کسی پاسخگوی ان نبوده است.
او هم مانند رئیس جمهور سلف خود سر از سقف خودرو بیرون کرده بود تا برای مستقبلانتش دست تکان دهد و به روی آنها لبخند بزند و این وعده را به آنها بدهد که دیگر وعده نمی دهد یا اگر هم بدهد از نوع قابل اجرا و شدنی می دهد.
روحانی در این سفر که به دلیل مه آلود بودن هوای اهواز با ساعتی تاخیر انجام شد ابتدا در فرودگاه و سپس در خیابانهای منتهی به مصلای اهواز مورد استقبال مسئولان و مردم اهواز قرار گرفت. رئیس جمهور دولت یازدهم در جمع مردم خوزستان در مصلا از هجرت سخن گفت و نیاز به آن . هر چند با تاخیر به ملاقات مردم اهواز رفته بود اما بجای تحریک مردم با گفته‌هایی از قبیل «‌ از ساعت چند اینجائید؟ شش هفت هشت و....!» و یا « کی خسته است؟!» ترجیح داد که برای تاخیر خود از مردم عذر خواهی کند و به استقبال آنها و وفاداریشان درود بگوید. در سخنان روحانی از مدیریت جهانی و پیش بینی سرنگونی قدرتها در آینده ای نزدیک خبری نبود و وی ابتدا سخنان خود را طرح موضوع هجرت آغاز کرد.
 او ضمن انکار نکردن مشکلات داخلی و خارجی خطاب به مردم گفت :‌ ما نیاز به هجرت داریم؛ هجرت از شرایط بد زندگی به شرایط مطلوب؛ هجرت از تورم و رکود و گرانی و بیکاری تا اشتغال؛ هجرت از جامعه ای که دیگران برای ما شکاف درست کردند تا به یک جامعه متحد؛ هجرت از روابطی که با جهان شایسته این ملت بزرگ نیست تا رسیدن به یک روابط سازنده با جهان.
او همچنین با اشاره به توافق ژنو و اینکه تا چند روز دیگر توافق ژنو اجرایی خواهد شد، گفت: توافق ژنو یعنی تسلیم قدرت‌های بزرگ در برابر ملت ایران و شکستن دیوار تحریم.
رئیس‌جمهور با بیان اینکه "امروز پس از خلق حماسه سیاسی ملت بزرگ در 24 خرداد همه جهان در برابر عظمت این ملت به ناچار سر فرود آورده‌اند"، خاطرنشان کرد: ما به حول قوه الهی از منافع و مصالح این ملت دفاع می‌کنیم و به عنوان سربازان خط مقدم شما مردم در کمال قدرت از کشور و منافع ملی حراست می‌کنیم.
رئیس جمهور در ادامه از برنامه دولت برای احیای کارون و کشاورزی خوزستان گفت و اضافه کرد: ما می‌توانیم با اقدامات مؤثر، خوزستان را از شرایط فعلی به شرایط مطلوب برگردانیم.
وی سپس سخنرانی خود را به زبان رعبی ادامه داد و خطاب به سران قبایل عرب گفت:‌ ما شجاعت شما را فراموش نمی‌کنیم.شکی نیست که شما می‌توانید مشکلاتی که دارید پشت سر بگذارید، مشکلاتی که متأسفانه ایجاد شده است اما مطمئن باشید که ما در دولت جدید به همه آنچه که شما و قومیت‌ها اهمیت می‌دهید،‌ اهمیت خواهیم داد و این متضمن همان شعار ما در دولت جدید است.
حاشیه نخستین سفر
آنگونه که ایسنا گزارش داده در بدو ورود روحانی به مصلی، مردم حاضر با شعارهایی نظیر «روحانی سرافراز خوش‌آمدی به اهواز»، «صل علی محمد یاور رهبر آمد» و «دسته گل محمدی به شهر ما خوش‌آمدی» از حضور وی استقبال کردند.برخی از حاضران عکس‌هایی از رئیس‌جمهور و همچنین، مقام معظم رهبری، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی به همراه پرچم ایران در دست داشتند.همسر حسن روحانی، وی را در این سفر همراهی می‌کند. همچنین صحبت‌های رئیس‌جمهور به زبان عربی در بخش پایانی سخنرانی‌اش با استقبال چشمگیر حاضران مواجه شد و با تشویق و تکان دادن دست برای رییس‌جمهور، سخنان او را تائید می‌کردند.
در این سفر محسن رضائی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی رئیس جمهور را همراهی کردند. از دیگر حاشیه‌های این سفر، استفاده محافظان رئیس‌جمهور از «کیف‌های ضدگلوله» معروف برای محافظت از وی بود که مورد توجه رسانه‌ای ها قرار گرفت.
گفتنی است سفر روحانی به استان خوزستان سه روزه خواهد بود و وی در جمع مردم آبادان و خرمشهر هم حضور پیدا می کند.


برچسب‌ها: منتشر شده در روزنامه همدان پیام 25, 10, 92
|+| نوشته شده توسط سعیدزارع صفا در چهارشنبه 1392/10/25  |
 نماینده سابق امروز عازم روسیه می‌شود


بغض خداحافظی در آخرین نطق سنایی

دهم آذر‌ماه امسال نمایندگان روز خود را با خداحافظی یکی از همکاران قدیمی آغاز کردند.
نمایندگی از آن دست شغل‌هایی است که شئوناتش بیشتر از اصل کار رعایت می‌شود و برای همین هم استعفا دادن از آن براحتی استعفا از دیگر مشاغل دولتی یا مناصب قدرت نیست‌.
این را مهدی سنایی با هوش که از ماه‌ها پیش زمزمه رفتنش به دیار تزارها شنیده می‌شد خوب فهمیده بود و برای همین استعفای خود را در حدود نود روز پس از اجلاس بیشکک (که کلید سفارتش در آنجا خورده بود) را تقدیم مجلس کرد. این تصمیمی نبود که نماینده نهاوند گرفته باشد.
گویا در دیداری که حسن روحانی با ولادیمیرپوتین در پایتخت قرقیزستان داشته صحبت از روابط هر چه گرمتر به میان می‌آید و پیشنهاد رئیس‌جمهور ایران برای سفارت مسکو کسی نبوده غیر از مهدی سنایی. به میان آوردن نام نماینده نهاوند هم بی‌دلیل نبود چرا که سوابق سنایی نشان می‌داد که وی هم توانایی سفیر شدن را دارد و هم خصوصیات مقامات روسی را بهتر مطلع است.
 اما خصوصیت منحصر به فرد سنایی در میان نمایندگان تسلط وي به زبان روسی بود که زمینه ارتباط بهتر با روسها را فراهم می‌کند. هر چه باشد مهدی سنایی با داشتن همسری که مترجم کتاب‌های روسی است دیگر مشکلی از لحاظ خانواده هم نخواهد داشت.
نماینده نهاوند روز گذشته در حالی که می‌دانست روز حساس رأی‌گیری برای وی است دیر به مجلس رفت و حتی همکاران هم از این طمأنینه وی متعجب بودند.
نماینده نهاوند می‌گوید برای ترغیب نمایندگان به استعفای خود حتی با آنها لابی هم نکرده و در جلسه فراکسیونی هم شرکت نکرده تا نشان دهد که در رفتن به مسکو همه چیز را به دست تقدیر سپرده است. احساسی که در متن استعفای وی و این جمله که «قلباً مایل بودم این وظیفه را تا پایان دوره ادامه بدهم» هم پیدا بود.
تقدیری که خداحافظی سنایی از نمایندگی را درست در روزی قرار داد که بنام مجلس و قانونگذاری ثبت شده است. وي خود را آماده خداحافظی کرده و از این رو کیفش را مثل همیشه کنار میز نگذاشت و کتش را که در روزهای گرم مجلس از تن به در می‌کرد را هم بر تنش گذاشت تا اگر رأی به رفتنش خورد مهیا باشد.
در ابتدای این دستور متن استعفای سنایی برای نمایندگان خوانده شد تا آنها از دلایل و نظر نماینده نهاوند درباره رفتن خود آگاه شوند.
وي در متن استعفای خود موکلانش در نهاوند را فراموش نکرد و نوشت:‌
روابط صمیمانه میان این کمترین و موکلان اعتماد مردم عزیز نهاوند در 2 دوره به این حقیر جدایی از سمت وکالت شهرستان تاریخی و پرآوازه نهاوند را بر من دشوارتر می‌كرد به طوری که موجب تأخیر چند ماهه در نوشتن این نامه و اتخاذ این تصمیم شد.
وي به نهاوندی‌ها اطمینان داد که همچنان خود را همکار و خدمتگزار نمایندگان ملت و مردم شریف نهاوند خواهد دانست و تلاش خواهد نمود گام‌های جدیدی برای کمک به توسعه نهاوند برداشته شود به شکلی که اطمینان خاطر بیشتری در مردم ایجاد شود.
بعد از قرائت متن استعفا، ساختارهای دموکراتیک ایجاب می‌کند که مجلس در مورد خروج نماینده تصمیم‌گیری کند، اما نه قبل از اظهار نظر موافقان و مخالفان استعفا.
بعد از قرائت متن استعفانامه، بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، به جای سنایی پشت تریبون رفت و درموافقت با استعفای وي گفت که هر چند مجلس معمولاً با استعفای نمایندگان برای حضور آنها در دولت به عنوان وزیر موافقت می‌کند اما گاهی منافع ملی و اهمیت موضوع حکم می‌کند که تصمیماتی به طور خاص اتخاذ شود.
 در میان مجموعه نیروهایی که برای مسئولیت مهم سفارت در روسیه در اختیار داریم تنها یک فرد مسلط به زبان روسی است و آن هم مهدی سنایی است.
اما مخالفان این دستور هم دلیل مخالفتشان تفاوت آنچنانی با موافقان نداشت‌. از بودن نام علی مطهری که از دوستان نزدیک سنایی در مجلس به شمار می‌رود در جمع مخالفان پیدا بود که بیشتر مجلس نشینان قصه فراق یارشان را دارند تا اینکه یکي از صندلی‌های نمایندگی خالی شود.
مطهری که قرار بود در مقام مخالفت با این استعفا سخن بگوید به مانند بروجردی به خصوصیات سنایی اشاره کرد و وي را نماینده ملی و کلی نگر خطاب کرد و دلیل آخر مخالفتش را اینگونه بیان کرد که «سنایی را مشاور سفیر کنید چرا که حضور وي در مجلس منشأ اثر بوده و از این رو نباید با استعفای وی موافقت کرد.
غضنفرآبادی یکی دیگر از نمایندگان هم که در مقام مخالفت با این استعفا نطق کرد بیشتر به وجهه مثبت شخصیت سنایی اشاره کرد و وي را نماینده قدرتمند مجلس خواند و گفت:‌ سنایی اشراف کاملی به اوضاع بین‌المللی دارد.
نادر قاضی‌پور مخالف بعدی هم با این استدلال که خطوط سیاست خارجی را مجلس تعیین می‌کند، گفت ما همگی از سر علاقمندی و دلسوزی می‌خواهیم شما در جمع ما باشید. چون قصدمان این است که مجلس از نظرات سیاسی و اطلاعات شما استفاده کند.
این بیشترین دلایل مخالفان بود تا نطق‌های آنها به حیف نامه‌ای برای ازدست دادن نماینده نهاوند در مجلس بدل شود.
سرانجام این مخالفت‌ها قابل پیش بینی می‌نمود و دست آخر هم نمایندگان با 141 رأی موافق، 55 رأی مخالف و 10 رأی ممتنع از مجموع 225 نماینده حاضر با استعفای سنایی موافقت کردند؛ موافقتی که باهنر نایب رئیس مجلس از رأی آوردن آن و رفتن سنایی از مجلس رسماً اظهار تأسف کرد و گفت‌: امیدوارم سنایی در روسیه موفق باشند.
 بغض سنایی با رأی آوردن استعفای خود
اما پس از این رأی‌گیری نوبت به نطق خداحافظی همکار 6 ساله مجلسی‌ها رسید؛ نطقی که می‌شد برای اولین بار در آن بغض سنایی هنگام ادای نطق را دید.
مهدی سنایی در این نطق از همکاران خود و مخالفان تشکر کرد و بازهم به این نکته اشاره کرد که جدا شدنش از وکالت مردم نهاوند دشوار بوده است.
وي مسئولیت جدید خود را یک وظیفه و تکلیف ملی دانست و گفت که برای همه عمر....( در این قسمت از نطق، لحظاتی بغض نگذاشت سنایی سخن خود را ادامه دهد) و مخصوصاً این 2 سال به مردم نهاوند متعهد خواهم بود که طرح‌های توسعه‌ای و پروژه‌های این شهرستان را پیگیری کنم و کاری می‌کنم که نزد مردم نهاوند شرمنده نباشم.
 بازهم از مردم تشکر می‌کنم و امیدوارم به رهنمودهای امام(ره) و مقام معظم رهبری پایبند باشم‌. مهدی سنایی در آخرین نطق خود در مجلس از باهنر به عنوان رئیس جلسه خواست که به وي اجازه دهد که به زبان روسی تشکری از مردم و نمایندگان داشته باشد و جملاتی را به زبان روسی بیان کرد.
 وی پس از استعفای خود از نمایندگی مجلس ظرف امروز و فردا عازم روسیه خواهد شد.



برچسب‌ها: منتشر شده در روزنامه همدان پیام 11, 09, 92
|+| نوشته شده توسط سعیدزارع صفا در دوشنبه 1392/09/11  |
 توافق ژنو
توافق در وقت اضافه

توافق در ساعتی غیر منتظره؛ کمتر کسی فکر می‌کرد که پایان مذاکرات ژنو در ساعت 3 بامداد به وقت این شهر رقم بخورد در حالیکه سردی یکشنبه شب ژنو، پایان خوبی از مذاکرات چهار روزه نمی داد.
آخرین گفته‌های ظریف در شامگاه شنبه از سرسختی طرف مقابل حکایت می‌کرد تا آنجایی که رئیس تیم مذاکره کننده گفت: «از حقوق خود کوتاه نمی‌آئیم» اینگونه برداشت می‌شد که شاید ژنو چهارمی هم در راه باشد و مذاکراتی که به قول روحانی مهلتش 6 ماهه است.
اما شب که از نیمه خود گذشت گویا گفتگوها هم به سمت نقطه پایانی خود پیش می‌رفت تا آنکه در وقت صبح شرعی تهران خبر آمد که توافق حاصل شد. توافقی که نتایجش را از ذوق ظریف در خوش و بش و دست دادن با اعضای 1+5 و مخصوصا جان کری می‌توان حس کرد. آن طرف هم کمتر از ایران خوشحال نبودند این خوشحالی را از لبخندهای جان کری و تبریک وی به کاترین اشتون می‌شد دید.
یکشنبه شب سرد ژنو اگر برای رهگذران سوز زمستان را داشت، برای میهمانان هتل اینترکنتیننتال طعم «توافق» را داشت تا پس از ده سال از رهگذر شهر صلح و امنیت دیوارهای بی‌اعتمادی شروع به فرو ریختن کند تا ایران و 1+5 به توافقی مشترک حداقل برای مدت 6 ماه برسند. توافقی که در یک دهه گم شده‌ی دو طرف بود. این روز به طور حتم همچون توافق سعدآباد، در زمان روحانی در تاریخ ثبت خواهد شد.
محمد جواد ظریف اندکی پس از این توافق در صفحه فیس‌بوک خود نوشت:‌ غنی‌سازی به رسمیت شناخته شد. فعالیت‌ها ادامه خواهند یافت و تحریم‌ها در سراشیبی قرار گرفت. باراک اوباما هم درباره این راه جدید گفت: برنامه هسته‌ای ایران دیگر پیشرفت نمی‌کند.
کاترین اشتون اظهار داشت: این توافقی برای رسیدن به یک راه حل اساسی خواهد بود. جان کری هم گفت: ما به توافقی رسیدیم که به موجب آن برنامه هسته‌ای ایران از این لحظه به طوری که برای کشورهای منطقه تهدیدی تلقی شود، ادامه نخواهد یافت.
ویلیام هیگ اما اینگونه گفت: افق نشان داد که کار با ایران ممکن است و می‌توان از طریق دیپلماسی مشکلات سخت را نیز بررسی کرد. این رضایت قدرت‌های بزرگ از مذاکراتی طاقت فرساست، رضایتی که در سیمای آنها نیز موج می‌زد. این پیام‌ها نشان می‌داد که همه طرف‌ها از توافق صورت گرفته شده راضی‌اند. رضایتی که به محافظه‌کاران ایرانی نیز سرایت کرد. محمدحسن ابوترابی‌فرد نایب رئیس مجلس صبح دیروز در صحن علنی مجلس از تیم مذاکره کننده ایرانی تقدیر کرد.
با این حال این توافق قطعاً مخالفانی هم در ایران، هم در آمریکا و اروپا و هم در خاورمیانه خواهد داشت.
 در همان دقایق ابتدایی صدای مخالف بزرگ بلند شد. بنیامین نتانیاهو گفت: این یک توافق بد است چون ایران هر چه می‌خواست به دست آورد. باید منتظر صداهای بلند دیگر هم در ایران، هم در آمریکا و هم در خاورمیانه باشیم، تندروها سکوت نمی‌کنند.
طیف ایرانی می‌گویند همه چیز را از دست دادیم، طیف غربی- عربی می‌گویند"همه چیز را به آنها دادیم". دو، سه نماینده مجلس هم در جلسه علنی صبح دیروز با اعتراض به توافق انجام شده قبول هرگونه شرایطی را ملزم به موافقت مجلس دانستند.
توافق بامداد امروز، گام اول بود. در این گام حق ایران به رسمیت شناخته شد. "به رسمیت شناختن اصل غنی سازی" مهمترین خواسته ایران بود و "تعلیق غنی سازی" پررنگ‌ترین خط قرمزش آن بود.
 مهمترین خواسته ایران تحقق یافت و پررنگ‌ترین خط قرمز حفظ شد. در اولویت بعد حفظ فعالیت تمامی تأسیسات اتمی ایران به شکل کنونی بود که حفظ شد. در اولویت بعد اولین قدم برای لغو تحریم‌ها برداشته شد. در این قدم از تحریم‌های کوچک‌تر شروع شده است و تحریم طلا، کشتیرانی، خودروسازی، پتروشیمی تعلیق شد. برخی تحریم‌های صنعت هوایی تعدیل شد و 8 میلیارد دلار دارایی بلوکه شده ایران بازگردانده شد.
اما در طرف دیگر غرب نیز به امتیازهای مورد نیاز خود رسید. مهم‌ترین نگرانی غرب گسترش فعالیت غنی‌سازی ایران بود که این نگرانی مرتفع شد، ایران متعهد شد تأسیسات اتمی جدید احداث نکند و حتی یک سانتریفیوژ تازه نیز راه اندازی نکند.
اولویت دوم سطح غنی‌سازی بود که ایران متعهد شد که غنی‌سازی بیش از 5 درصد را در دستور کار خود قرار ندهد و ذخیره اورانیوم 20 درصدی خود را در طی 6 ماه به صفر برساند. در گام اول تحریم‌های اساسی و اثرگذار غرب از جمله تحریم بانکی و نفتی علیه ایران لغو نشد. براساس توافق روز یکشنبه طرفین تا 6 ماه آینده باید به تک تک تعهدات خود عمل کنند.


برچسب‌ها: منتشر شده در روزنامه همدان پیام 04, 09, 92
|+| نوشته شده توسط سعیدزارع صفا در سه شنبه 1392/09/05  |
 پس از 2920 روز کاری


پايان احمدی نژاد

چهارشنبه نهم مرداماه 1392، آسمان مشهد؛ اين آخرين باري است كه گنبد طلايي امام هشتم را به عنوان رئيس‌ جمهور كشور مي‌بيند. 8 سال پيش هم نخستين جلسه دولت خود را در حرم امام رضا(ع) برگزار كرد. دولتي كه با رويكرد حيرت‌آور مردم و با شعار عدالت‌محوري و مهرورزي روي كار آمد.

مردم را مي‌ديد كه در خيابان‌هاي مشهد عبور و مرور مي‌كنند و 8 سال پيش را به ياد مي‌آورد؛ استقبال بي‌نظير مردم و شعف آنها از اينكه مي‌توانند يك مدير بلندمرتبه را از فاصله 2 متري ببينند و تازه دستان او را هم لمس كنند. مرور مي‌كند كه چه آرزوهايي براي اين مردم داشت؛ «رفع مشكل اشتغال جوانان در عرض 4 سال» يا اينكه «پول نفت را بر سر سفره مردم» بياورد.
آرزو داشت كه همه مردم ايران را صاحب خانه كند. پروژه مسكن مهر را براي همين راه انداخت، اما امروز با رفتنش مي‌بيند كه مسكن مهر ساخته شده، اما پولي براي نشستن در اين خانه‌ها وجود ندارد و هنوز اجاره‌بها كمر مستأجران را خم مي‌كند. دستش را زير چانه‌اش مي‌گذارد و از پشت عينك خود به وزرايي نگاه مي‌كند كه 8 سال پيش خيلي از آنها نبودند. اين را هم يادش مي‌آيد كه 8 سال پيش با عينك به وزرا نگاه نمي‌كرد و با ديد واقعي آنها را برگزيده بود. دستي به صورت مي‌كشد.
خستگي 2 هزار و 920 روز كاري را چگونه به در كند؟! آن‌ هم در پيشگاه مردمي كه هميشه شنواي اين جمله از او بودند «كي خسته است؟!»
محاسن سپيدش را در شيشه ميز جلسه مي‌بيند؛ 8 سال پيش سياهي محاسنش بيشتر به دل مردم نشست تا امروز كه مشتي رنگ سفيد بر روي آنها نشسته است؛ اينها را يادش مي‌آيد از اين 8 سال. اما 8 سال تلاش مستمر، جلسات سنگين و وقت‌گير كه حتي گاه وزيران و مديران هم در مقابلش كم مي‌آوردند را طبيعي ديده و مي‌گويد «باز هم شرمنده مردم هستم». مردمي كه با هزار اميد و آرزو رأي خود را در تيرماه 84، با ناباوري خاك‌خوردگان ميدان سياست به نام او نوشتند تا شهردار پركار تهران به يكباره رئيس‌ جمهور ايران شود.
مي‌ديد آن روزها را كه يكي مي‌گفت او خيرالموجودين بود و يكي ديگر هم او را سفارش شده امام زمان(عج) مي‌دانست و اصلاً شايد همين تفسيرها و تعبيرهاي بيجا بود كه موجب غبار آلودگي راه او شد.
با تشويق حاضران به خود مي‌آيد، هيأت دولت حالا از رئيس خود قدردانی مي‌كند آن هم با قرآني و تابلويي از آيات نوراني خدا.
ساعت را نگاه مي‌كند به پايان چيزي نمانده؛  –همان‌طور كه خودش قبلاً گفته بود 8 صبح روز 12 مردادماه- ديگر او رئيس‌ جمهور ايران نخواهد بود و ديگر كسي احمدي‌نژاد را با كاپشن معروفش و ادبيات مثال‌زدني در كسوت رئيس جمهور‌ در تلويزيون نخواهد ديد؛ حداقل براي 4 سال.
حتماً سوي چشمانش كم شده، اين را مي‌شد از مردمك تنگ شده چشم او در نگاه به حيدري و در گفتگوهاي تلويزيوني اواخر دولت فهميد. تازه افت فشار و ضعف جسمي هم به آن اضافه شد تا كم‌كم ثانيه‌هاي آخر دولت در چهره احمدي‌نژاد نمايان شود. خودش هم اذعان دارد كه همه دولت يك طرف و اين يك سال آخر طرف ديگر.  مي‌گويد برنامه‌ها خوب پيش مي‌رفت و درآمد كشور بالا بود تا وقتي كه تحريم‌ها فرا رسيد و اينگونه سفره مردم را كوچك كرد. اگر نبود تحريم‌ها شايد مردم طوري ديگر او را بدرقه مي‌كردند و البته برخي هم با بي‌انصافي 7 سال خدمت را به پاي يك سال ناكامي او نمي‌ريختند.
هرچه باشد احمدي‌نژاد همان دوست‌داشتني سال 84 بود كه مردم «نمي‌شناختنش» اما جنس كلام و نگاهش براي عموم آشنايي ديرينه داشت. او از جنس مردم بود و اين را از نگاهش مي‌شد فهميد. لغزش‌هاي حاشيه‌ساز او را هرچند نمي‌شود پنهان كرد، اما هنوز هم آن روستايي عائله‌مند به جان او دعا مي‌كند.
حالا قرار است امروز كليد تحويل گرفته از خاتمي را به شيخ روحاني تحويل دهد. كليدي كه 8 سال آن را در دست داشت و برخي قفل‌ها را باز كرد، اما به بعضي از قفل‌ها هم نخورد و تازه با بي‌احتياطي قفل ديگري هم به آنها زد.
امروز پايان دوران 8 سال با احمدي‌نژاد بودن است. به مانند هر دوره‌اي، 8 سال احمدي‌نژاد هم فصل‌هاي گوناگوني را به رخ كشيد كه هم طراوت بهاري در آن ديده شد، هم گرما و شور تابستاني و البته هم تلخي روزهاي زردرنگ پاييز و زمهرير زمستان.
حالا او بايد خود را مهياي آخرين روز حضور به عنوان رئيس‌ جمهور در جمع مقامات كشور كند تا شاهد تنفيذ جانشين خود باشد.


برچسب‌ها: منتشر شده در روزنامه همدان پیام 13, 05, 92
|+| نوشته شده توسط سعیدزارع صفا در شنبه 1392/05/12  |
 همكاران سابق مانع حضور وزیر همدانی در دولت روحانی



نخستین بازمانده از کابینه اعتدال

بازار گمانه‌زني‌ها و حرف و حديث‌ها براي كابينه آتي آنقدر داغ است كه هرچه دفتر رئيس‌جمهور منتخب سعي دارد از حجم آن بكاهد نمي‌تواند و اين نشان از حساسيت و علاقه وافر گروه‌هاي سياسي به نحوه چينش كابينه «اعتدال» دارد.

در اين ميان، با بررسي نام گزينه‌هاي مطرح شده براي وزارتخانه پُرپرسنل آموزش و پرورش اما نامي از چهره همداني كابينه احمدي‌نژاد ديده نمي‌شود.
تنها در يك مورد آن هم از سوي يك پايگاه خبري نزديك به جناح اصولگرا بود كه در بين گزينه‌هاي مطرح شده براي وزارت آموزش و پرورش نام حميدرضا حاجي‌بابايي هم ذكر شده بود كه البته سريعاً مورد واكنش برخي از چهره‌هاي جناح اصلاح‌طلب قرار گرفت، اما سياسيون اشاره شده تنها مخالفان حضور حاجي‌بابايي در كابينه آتي نيستند.
مطرح شدن نام او در بين گزينه‌هاي احتمالي، واكنش مجامع صنفي و تشكل‌هاي مختلف فرهنگيان كشور را هم برانگيخت و حاجي‌بابايي در بررسي كه تشكل‌هاي مذكور بر روي 50 گزينه مطرح براي وزارت آموزش و پرورش انجام دادند در همان ابتدا خط خورد و گزينه‌هاي ديگري از بين وزراي پيشين آموزش و پرورش مطرح شدند.
مخالفت منتقدان با آورده شدن نام حاجي‌بابايي حتي به عنوان گزينه آموزش و پرورش اگرچه بخشي ناشي از گرايش سياسي آنهاست، اما عملكرد وزير همداني دولت دهم به اعتقاد آنها اصلي‌ترين دليل مخالفت با حضور وي مي‌باشد.
در نگاه اين عده كه در بين آنها نمايندگان مجلس نيز حضور دارند، عملكرد حاجي‌بابايي در دوران وزارت خود، آنگونه نبوده است كه پاسخگوي مطالبات معلمان و فرهنگيان باشد.
از سوي ديگر اين عده معتقدند رابطه نه‌چندان گرم وزير با كانون‌ها و تشكل‌هاي صنفي معلمان و پرداختن به مباحثي كه بيشتر ظاهري و تبليغاتي بوده موجب نارضايتي از عملكرد او شده است.
 اين انتقادات در دو سال اخير تا آستانه استيضاح وزير هم پيش رفت كه به دادن كارت زرد به وي ختم به خير شد تا همكاران سابق حاجي‌بابايي به اصلي‌ترين منتقدان وي تبديل شوند.
انتقاد معلمان و فرهنگيان از وزير شدن مجدد حاجي‌بابايي در حاليست كه شخص وزير در دوراني كه در مجلس حضور داشت يكي از پيگيرترين نمايندگان براي حقوق معلمان و فرهنگيان بود و همواره يكي از منتقدان وزراي آموزش و پرورش وقت محسوب مي‌شد.
ناگفته نماند كه در دوران وزارت بر آموزش و پرورش، حاجي‌بابايي با بدشانسي‌هايي هم روبه‌رو شد كه سوانح اتوبوس‌هاي راهيان نور و از آن برجسته‌تر رخ دادن آتش‌سوزي  مدرسه روستاي شين‌آباد مواردي بودند كه نواي انتقاد نسبت به عملكرد وي را پرطنين‌تر كرد.
وجود اين سطح اصطكاك بين او و تني چند از نمايندگان مجلس- حدود 50 نماينده- يكي از اصلي‌ترين چالش‌ها و نقاط ضعف وي براي حضور در كابينه روحاني خواهد بود.
حاجي‌بابايي اگر سوداي وزارت مجدد را داشته باشد با تيزهوشي كه از او سراغ مي‌رود به اين نكته دست خواهد يافت كه قبل از حتي به دست آوردن نظر روحاني براي حضور در كابينه بايد فكري به حال چند ده منتقد خود در نهاد قانونگذاري كشور كند كه تا همين اواخر هم خواستار استيضاح وي بودند؛ هرچند در اينكه روحاني هم روي شخص حاجي‌بابايي به عنوان يك چهره سياسي نزديك به اصولگرايان سنتي نظر داشته باشد بحث وجود دارد؛ چراكه نمي‌توان فقط به اين گفته حاجي بابايي كه او و روحاني سال‌ها در مجلس همكار بوده‌اند حسابي باز كرد.
رئيس‌جمهور منتخب در همين شرايط كه نام هيچ‌كدام از گزينه‌ها براي وزارتخانه‌ها تأييد هم نشده مورد هدف پيام‌هاي ريز و درشت نمايندگان مجلس و شرط‌گذاري آنها براي كابينه قرار گرفته است؛ بنابراين در صورت معرفي حاجي‌بابايي به مجلس بايد منتظر انتقاد سفت و سخت نمايندگان منتقد نسبت به عملكرد وي باشد.
حاجي‌بابايي اما بر اساس تيزهوشي كه قبلاً از او ديده شده، بعيد است تا به حال فكري براي آينده خود نكرده باشد. با رصد شرايط شايد گام بعدي حاجي‌بابايي حضور در نهادهاي ديگر كه مرتبط با آموزش و پرورش نيستند، باشد؛ چراكه نمي‌توان نزديكي او به حلقه اصولگرايان صاحب قدرت و نفوذ را ناديده انگاشت و اين عامل مهمي براي باقي ماندن وي در ميدان سياسي و ادامه تأثيرگذاري او براي كشور و استان خواهد بود.
هرچند نبايد نسبت به اينكه او از دوستان قديمي روحاني بوده كم‌اهميتي كرد؛ چرا كه شايد اين دوستي عهد قديم موجب جاي گرفتن يك همداني در رده‌هاي مديريتي دولت آينده- البته نه به عنوان وزير- باشد.
به هر حال حاجي‌بابايي با وقوف بر اين دوستي قديمي بود كه نخستين پيام تبريك را به عنوان وزير كابينه احمدي‌نژاد براي روحاني ارسال كرد، همچنين از اولين وزرايي بود كه به ديدار روحاني رفت و به وي گزارش داد.
شايد اين اقدامات از رجاي نسبتاً واثق وزير همداني براي حضور در دولت «اعتدال» حكايت كند، اما اگر اين مد نظر او باشد بايد گفت كه راهي نسبتاً سخت براي متقاعد كردن اطرافيان روحاني براي حضور حاجي‌بابايي در كابينه آتي وجود خواهد داشت بويژه اگر آنها بدانند- كه مي‌دانند- وزير همداني از اصلي‌ترين حاميان احمدي‌نژاد در سال 88 بوده و وزير شدنش هم از اين مسير گذر كرده است.
حال بايد ديد چهره همداني دولتِ رو به پايان احمدي‌نژاد، براي آينده خود چه تدبيري انديشيده است. آيا باز هم نزد پدر در مريانج مي‌آيد تا از او راهنمايي بگيرد يا كه از همين حالا ابلاغ مسئوليت بعدي خود را دريافت كرده است؟! بايد منتظر ماند و ديد. اما امري كه تاكنون رنگ قطعيت گرفته حضور نداشتن او در كابينه آتي است؛ چراكه با وجود حجم مخالفت‌ها و انتقادات؛ شيخ اعتدال خود را درگير تنش با مجلسي‌ها و ديگر مراكز صاحب‌نفوذ نخواهد كرد.


برچسب‌ها: منتشر شده در روزنامه همدان پیام 24, 04, 92
|+| نوشته شده توسط سعیدزارع صفا در دوشنبه 1392/04/24  |
 اولویت روحانی در روابط خارجی

بازگشت توازن به سیاست خارجی یا رفع تحریم ها



        

نتیجه انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری نه فقط پاسخی منفی به ادامه برخی سیاست‌های داخلی بود؛ بلکه مردم در هنگام رأی به کاندیدای منتخب شعارهای وی در عرصه سیاست خارجی را هم رصد کرده بودند.
اینکه ایران باید در عرصه بین‌المللی به جایگاه واقعی خود برسد و اینکه از باب تعامل با دنیا باید وارد شد تا اقتصاد داخلی رونق بگیرد و دست‌کم از م
یزان خصومت‌ها و دسیسه‌ها علیه کشور کاسته شود از خواسته‌هایی بود که رأی دهندگان برای تحقق آن به «روحانی» اقبال کردند.
چهره پیروز انتخابات یازدهم هم در سخنرانی‌ها و میتینگ‌های تبلیغاتی خود بارها بر اینکه ایران را به جایگاه واقعی خود در دنیا باز‌می‌گرداند و به گفت
ه خودش «گذرنامه ایرانی جایگاه واقعی خود را پیدا خواهد کرد» تأكيد کرده بود.
از آنجایی که رئیس جمهور منتخب در سال‌های نه چندان دور عهده‌دار مذاکراتی سخت و پیچیده با کشورهای غربی بود با اعتماد به نفسی خا
ص جملات اشاره شده را بر زبان جاری ساخت تا رأی‌دهندگان علاوه بر اعتماد به شعارهای اعتدال‌گرایانه وی در عرصه سیاست داخلی به توانایی وی در موفقیت در سیاست خارجی هم اطمينان كنند.
ادامه روابط هاشمی با عربستان

 به مشی اعتدال‌گرایانه روحانی از یک سو و سابقه وی در مذاکرات با غربی‌ها در دولت اصلاحات از سوی دیگر این را هم باید اضافه کرد که رئیس جمهور منتخب با حمایت و مشورت کسی روی کار آمد که بیشترین و قوی‌ترین ارتباطات را در زمان دولت خود با کشورهای منطقه و همسایگان داشت.
نزدیکی حجت‌الاسلام حسن روحانی به آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی یعنی تأثیرپذیری از سیاست‌های دولت سازندگی در سیاست خارجی
و این خبر خوشی برای همسایگان بويژه آل سعود بود.
به همین دليل در گمانه‌زنی‌هایی که برای اولویت سفرهای خارجی رئیس جمهور منتخب در فضای داخلی و رسانه‌های خارجی مطرح شده؛ ریا
ض یکی از پررنگ‌ترین گزینه‌هاست.
در همین زمينه مرتضی بانک، معاون امور استان‌های ستاد انتخاباتی روحاني، يکی از اصلی‌ترین گزینه‌های اولویت در سیاست خارجی روحانی را عربس
تان عنوان کرده است.
این چهره نزدیک به روحانی که با الشرق‌الاوسط گفتگو کرده، می‌گوید: «حسن روابط با کشورهای حوزه خلیج [فارس] از اولویت‌های سیاست خارجی روحانی است و کشورهای حوزه خلیج [فارس] از اهمیت ویژه‌ای برای او برخوردارند و او در این زمینه تجربه خاص
ی دارد؛ زیرا به ادعای این عضو ستاد روحانی اوست که پیشنهاد دهنده انعقاد توافقنامه بین ایران و عربستان بود که از اهمیت بالایی در منطقه برخوردار است.»
رفع تحریم‌ها محور روابط با غرب
اما در اداره سیاست خارجی کش
ور نباید محدود اندیشید و حسن روحانی با وقوف بر این مسأله می‌داند که نباید راهی را در پیش بگیرد که در سالیان اخیر از سوی دولت دهم اتخاذ شد.
رئیس جمهور منتخب می‌داند که مردم از کلید وي فقط بازکردن قفل مشکلات داخلی را نمی‌خواهند و در این راستا باید دندانه‌های کلید خود را ب
رای باز کردن قفل‌های خارجی هم آماده کند.
روحانی که یکی از اصلی‌ترین شعارهایش بازگرداندن پرونده تحریم‌ها از شورای امنیت بوده است خود نیز به عنوان چهره کهنه‌کار عرصه سیاست و مذاکره با غربی‌ها به خوبی می‌داند که چه مسير سختی را برای این کار در پیش دارد.

 در واقع قفل تحریم‌ها سال‌هاست که با ساده‌انگاری دولتمردان داخلی از یکسو و خصومت غربی‌ها از سوی دیگر بسته شده و برای باز کردن آن نیاز به صبر، حوصله و البته چانه‌زنی و پیدا کردن راهكار از طریق مذاکره و لابی است.  
در روابط خارجی دولت اعتدال، گام برداشتن در ایجاد یا تقویت روابط آنگونه که در شعارهای اولیه منتخب این دولت سرد داده شد، بر اساس منافع ملی تع
ریف شده که در این راستا می‌توان برداشتن تحریم‌ها را هم در زمره تأمین این منافع لحاظ کرد.
ادامه مذاکرات با 1+5 البته به شیوه خود روحانی که اعتقاد دارد برای این مذاکرات باید به سراغ رؤسا رفت نه نمایندگان کشورها و شفاف‌سازی پرونده هسته‌ای برای آژانس انرژی اتمی دالان‌هایی هستند که می‌تواند دولتمردان روحانی را به سرمنزل مقصود
برساند.
ایجاد توازن در سیاست خارجی
اما از تحریم‌ها که بگذریم دیگر گزینه مهم دولت اعتدال، برای ارتباط با دنیا سطح آورده‌ای است که از این ارتباط ایجاد می‌شود. در واقع در دولت جدید
شاهد توازنی نسبی در حرکت بر اساس دو معیار جمهوری اسلامی در عرصه سیاست خارجی خواهیم بود.
 اعتدالیون بر اساس شعارهای خود نه ایدئولوژیک صرف می‌اندیشند و نه فقط بر آورده و سود حاصل از روابط فکر می‌کنند. در این مسیر به نظر می‌رسد روحانی از تجربه‌ دیپلمات‌های دوران اصلاحات و همچنین استخوان‌بندی قوی وزارت امور خارجه بهره ‌بگیرد تا هر
دوی این معیارها به اندازه و در حد خود لحاظ شود.  
در تحقق شعارها و اولویت‌های ذکر شده دولت «اعتدال»، نقش وزیر امور خارجه و میزان اختیارات واگذار شده به وی بسیار مؤثر خواهد بود چرا که زیان وزرای ضعیف و مسلوب‌الاختیار در دولت‌هاي نهم و دهم نشان داد که این رئیس جمهور نیست که باید همه کارها را انجام دهد و به عبارتی دیگر هرگز توانایی چنین کاری را نخواهد داشت بلکه مدیران لایق و کارکشته با اختیارات کافی خواهند توانست چرخ کشور در عرصه سیاست خارجی را مطابق اهداف پیش‌بنی شده به حرکت درآورند.
  

|+| نوشته شده توسط سعیدزارع صفا در شنبه 1392/04/22  |
 روزگار پس از ریاست جمهوری
روزگار احمدی نژاد پس از ریاست جمهوری

تنها 23 روز دیگر به پایان دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد مانده و صبح روز 12 مرداد ماه وی باید کلید نهاد ریاست جمهوری را به حسن روحانی هفتمين رئیس جمهور ايران اسلامي بسپارد.

اینکه احمدی‌نژاد بعد از رفتنش از ریاست جمهوری به کجا خواهد رفت و در چه حوزه‌ای فعالیت خواهد نمود به سؤال این روزهای رسانه‌ها و برخی سیاسیونی بدل شده که همچنان علاقه‌مند به حضور رئیس دولت‌هاي نهم و دهم در عرصه سیاست کشور هستند.
علاقه به دانستن این نامعلوم موجب شده تا در روزهای منتهی به پایان مسئولیت دولت، در رابطه با مشغله بعدی احمدی‌نژاد و یارانش بیشتر پرسیده شود هر چند عده‌ای هم در کشور هستند که دوست دارند زودتر دوران این دولت به پایان برسد و مهم نیست که رئیس دولت کنونی را پس از 12 مرداد ماه در چه جایگاه و فعالیتی ببینند.
اما پاسخ اهالی دولت و از جمله شخص احمدی‌نژاد و یاران نزدیک به او در این خصوص تا حدودی گویای نوع فعالیت آنها در عرصه سیاسی کشور است هر چند در کنار این گفته‌ها گمانه‌زنی و حرف و حدیث‌هایی هم برای دلمشغولی آینده احمدی‌نژاد مطرح شده که مورد تأيید وي نبوده است.   
تازه‌ترین و قابل تأمل‌ترین اظهار نظر احمدی‌نژاد در خصوص چگونگی حضور خود در آینده سیاسی کشور در سفرش به روسیه رقم خورد.
رئیس جمهور کنونی ایران در آخرین سفر خارجی خود در جمع اندیشمندان روسیه  گفته است که «ممکن است در حوزه سیاسی فعال بمانم و البته در دانشگاه نیز تدریس کنم و اگر زنده باشیم در خدمت شما خواهم بود.» تفسیر اینکه او چگونه بعد از دوران ریاست جمهوری خود در حوزه سیاسی کشور باقی خواهد ماند را بهتر است از گفته اطرافیان او دریافت کنیم.
مهدی کلهر، مشاور سابق رئیس جمهور پیشتر از علاقه وافر احمدی‌نژاد به بازگشت به کلاس دانشگاه خبر داده و گفته بود که مطمئن است احمدی‌نژاد به برگشت به دانشگاه علاقه‌مند است چون در این 8 سال، روزهای شنبه برای پاسخگويي به دانشجویان دکترا به دانشگاه می‌رفت. احمدی‌نژاد عضو هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران است و بخش زیادی از حلقه همکاران وی از این دانشگاه با او همراه شدند.
اما قبل از این اظهار نظر، برخی خبرها حاكي از آن بود كه احمدي‌نژاد به دنبال تأسيس بنيادي همانند بنياد «باران» خاتمي پس از دوران رياست جمهوري است.
در اين خبر آمده بود که محمود احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم مشايی به دنبال تأسیس مؤسسه‌ای فرهنگی با عنوان معروف و جنجال برانگیز «‌بهار» هستند که حتی مکان آن هم ذکر شده بود.
 اما چندی بعد این خبر با رد مشايی روبه‌رو شد تا همچنان آینده احمدی‌نژاد و یارانش در دولت در پرده‌ای از ابهام باقی بماند. هر چند عده‌ای هم معتقدند که با واکنشی که برخی از چهره‌های با قدرت اصولگرایی در قبال احمدی‌نژاد داشته‌اند او حداقل در مجمع تشخیص مصلحت نظام حفظ خواهد شد و به قول «‌حسینیان» در دایره اصولگرایی باقی خواهد ماند.
 باهنر هم چندی پیش از فرود آرام احمدی‌نژاد در پایان ریاست جمهوری علی‌رغم برخی پیش‌بینی‌ها تمجید کرده بود در این که حامیان احمدی‌نژاد در 8 سال گذشته به دنبال بدرقه نیکوی وی هستند شکی نیست، اما این دلیلی بر اعطای جایگاه پر نفوذ و قابل توجه به وی در مجاری قدرت نخواهد بود.
دلیل آنها هم این است که پایان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به طور قطع پایان دوران دوستی او با مشايی – چهره‌ای که موجب  اختلاف بین احمدی‌نژاد و اصولگرایان حامی وی شد – نمی‌شود و از این روست که اسفندیار رحیم مشايی روز گذشته در جمع خبرنگاران، آینده فعالیت خود و رئیس جمهور را بیشتر از کار مطالعاتی ندانسته است و دست بالا هم احتمال انتشار یک روزنامه از جانب وی را رد نکرده است.  
آنگونه که ایسنا آورده است: رحیم‌مشایی در حاشیه جلسه دولت در پاسخ به این سؤال که بعد از پایان دولت به چه کاری مشغول خواهید شد، گفت: در این ارتباط برنامه خاصی ندارم و بیشتر فعالیت‌هایمان معطوف به کارهای مطالعاتی خواهد شد.
مشایی در پاسخ به این سؤال که آیا ممکن است احمدی‌نژاد اقدام به راه‌اندازی روزنامه‌ای کند، گفت: در این مورد صحبتی نشده است، ولی بعید نیست البته من شخصاً تمایل به کارهای سیاسی ندارم و خیلی نقش‌آفرین در این زمینه‌ها نیستم، ولی وجود رسانه می‌تواند مؤثر باشد و جامعه به رسانه نیاز دارد.
مشاور رئیس‌ جمهور همچنین در پاسخ به این سؤال که آیا احمدی‌نژاد و شما برای تداوم گفتمان خود اقدام به تشکیل حزب خواهید کرد یا نه، گفت: ما قائل به حزب نیستیم. گفتمان احمدی‌نژاد همان گفتمان مردم و انقلاب اسلامی است، گفتمان شخصی نبود و وی تلاش کرد که این گفتمان را احیا کند.
مشايي همچنین در مورد راه‌اندازی بنیاد بهار از سوی وی یا احمدی‌نژاد، اظهار داشت: من نمی‌دانم چه کسی این را مطرح کرده، در دولت نیز چنین بحثی مطرح نشده است، شاید این انتظاری باشد که در جامعه وجود دارد، تشکیل آن بد نیست و کار خوبی است و اگر کسی این کار را انجام دهد ما از او حمایت می‌کنیم ولی اگر منظور شما این باشد که ما برنامه‌ای در این زمینه داشته باشیم، ما در این ارتباط صحبتی نکرده‌ایم.
با همه این صحبت‌ها و گمانه‌زنی‌ها باید دید که روز پس از12 مرداد 92 محمود احمدی‌نژاد به کجا خواهد رفت و چه راهی را در پیش خواهد گرفت؟

ن


برچسب‌ها: منتشر شده در روزنامه همدان پیام 20, 04, 92
|+| نوشته شده توسط سعیدزارع صفا در پنجشنبه 1392/04/20  |
 قصه پرغصه پاس همچنان ادامه دارد


فیل « پاس» و موش «صعود»

روزي كه قرار شد تيم باسابقه «پاس» از پايتخت كشور به همدان انتقال يابد هرگز كسي فكر نمي‌كرد كه حال و روز آن به شرايط كنوني بيفتد. پاسي كه اگرچه در زمان انتقال هم در آستانه ورشكستگي و منحل شدن بود اما اميد آن مي‌رفت كه با انتقال به خطه ورزش‌دوست همدان افتخارآفريني‌ها يا حداقل حضور مستدام و قوي‌اش در ليگ برتر تداوم يابد.

نگارنده از واگويي ماجراي سال‌هاي بعد از انتقال و سرانجام سقوط به دسته پايين‌تر صرف نظر مي‌كند كه خود به دردي كهنه و بحثي بي‌نتيجه بدل شده است. بايد براي حال و روز پاس از امروز انديشه كرد و ناكامي‌هاي گذشته، چراغ راه آينده اين تيم براي حضور در رقابت‌ها باشد. هواداران و علاقه‌مندان اين تيم در استان- اگر كه تا به حال نااميد نشده باشند- انتظار دارند كه در آستانه فصل جديد، تيم بازمانده از صعود به ليگ برتر با برنامه‌اي حساب شده و البته واقع‌بينانه پاي به گود رقابت‌ها بگذارد. آنچه اما از نشست خبري مديرعامل اين تيم با خبرنگاران- دو روز پيش- برآمد نشان از آينده‌نگري نداشت و بيشتر به جلسه رفع اتهام از هيأت مديره مي‌ماند.
رمضاني در سخنان خود تنها با اشاره به مشكلات اين تيم در بازماندن از ليگ برتر تقريباً خيال و خاطر همداني‌ها را از اينكه اين تيم رمقي براي خيز به سمت ليگ برتر ندارد؛ راحت كرد.
رمضاني كه حتي از ماندن خود در اين باشگاه نيز اطمينان ندارد «هنوز به عنوان مديرعامل باشگاه پيگير مسائل هستم» به جز اعلام گزينه‌هاي صندلي مربيگري باشگاه براي فصل بعد ديگر هيچ برنامه خاصي براي ارائه به خبرنگاران و علاقه‌مندان ارائه نكرد تا مشخص شود پاس اين فصل هم بدون چشم‌انداز مشخص تنها براي زنده ماندن و دلخوش كردن به دسته اول خواهد جنگيد. البته بايد گفت كه در اين بي‌برنامگي و نداشتن چشم‌انداز، مديرعامل باشگاه خيلي هم مقصر نيست؛ چرا كه وقتي تيم‌هاي بزرگتر از پاس در ليگ برتر هر روز با تصميمات خلق‌الساعه روبه‌رو هستند و ملتهب مي‌شوند ديگر چه انتظاري از تيم‌هاي دسته اولي مي‌توان داشت. به اين بي‌برنامگي، بي‌خيالي اعضاي هيأت مديره نسبت به مسائل باشگاه و جدي نبودن در پيگيري مشكلات را هم بايد اضافه کرد تا عمق زخم كهنه پاس را بيشتر دريافت نمود.
اما اين همه، توجيه مناسب و مقبولي براي نبودن چشم‌انداز در دست مديرعامل يك باشگاه نيست آن هم در شرايطي كه ديگر طاقت مردم از خرج وقت و انرژي، هزينه‌هاي ميلياردي- كه به قيمت بي‌عدالتي در حق رشته‌هاي ديگر ورزشي استان تمام شد- و حاشيه‌هاي بي‌حاصل و هستم و نيستم‌هايي كه عاقبت اين تيم پرسابقه را به اين روز كشانده است؛ به طاق آمده است.
بيراه نيست اگر بگوييم تمام موجودي و ظرفيت ورزشي استان در سال‌هاي اخير بي‌محابا و به طريقي سؤال‌برانگيز در اختيار و پشتوانه تيم پاس قرار گرفت و با وجود اين پتانسيل بزرگ از اين «فيل» ورزشي استان در ميدان نتيجه ناباورانه «موش» پديد آمد. در اين حالت اگر صداي انتقاد ديگر رشته‌هاي ورزشي مغفول و مهجور مانده در استان كه روزگاري براي خود در كشور نام و نشاني داشتند؛ درآيد، بجاست.
در نمونه هزينه‌كردهاي بي‌رويه و نتيجه حاصله براي تيم پاس، تيم الوند را- تيمي كه در سايه پاس قرار گرفت اما موفق‌تر از آن نشان داد- مي‌توان شاهد آورد كه اگر براي پاس ميلياردي خرج شد اين تيم تنها با اعتباري نيم‌ميلياردي روانه مسابقات شد و با اين وجود در گروه خود هم نتيجه‌اي به دست آورد كه در قياس با «پاس» به شاهكار مي‌ماند.
اينها تنها گوشه‌اي از انتقادات و اعتراضاتي است كه ورزش‌دوستان اين خطه نسبت به عملكرد تيم پرطمطراق پاس دارند كه آن هم ناشي از برآورده نشدن توقعات بجايي است كه از اين تيم داشته‌اند.
حال با اين وجود و بازماندن مجدد از صعود به ليگ برتر مديرعامل باشگاه به جاي آنكه اميدي تازه و رمقی جديد را در بين علاقه‌مندان پاس جاري كند به تبرئه خود پرداخته و پس از آن از جذب احتمالي مربياني خبر داده كه آوردن نام آنها نشان‌دهنده سقف كوتاه خواسته‌هاي پاس از ليگ آينده است و گویای این است که مديران باشگاه و دست بالاتر، هيأت مديره هم با نااميدي ادامه كار مي‌دهند. شايد در مقام دفاع، مديرعامل باشگاه در پاسخ به اينكه چرا چشم‌اندازي نداريد بگويد: وقتي پول نيست چگونه برنامه‌ريزي كنيم. اگر اين پاسخ داده شود- كه به احتمال قوي پاسخ همين است- بايد گفت كه اگرچه نظام باشگاه‌داري در ايران ملغمه‌اي از اصول درست و غلط است اما هنر مديران توانا و هوشمند در اينجا نشان داده مي‌شود كه راهي براي تأمين هزينه‌هاي خود از طرق مختلف از جمله جذب اسپانسرها و پشتوانه‌هاي اقتصادي و يا راه‌اندازي كانون‌هايي براي جذب سرمايه‌گذاران به سمت فعاليت‌هاي ورزشي، پيدا كنند. اين راهكار امري مجرب است كه تا به حال از سوي دسته‌اي از مديران ورزشي اعمال شده و پاسخ داده است.
در آنچه گفته شد خطاب تنها مديرعامل باشگاه پاس بود اما چند كلامي هم با هيأت مديره؛ اگر آقايان در روزهاي انتقال با افتخار در هر گوشه و كنار هر يك به نحوي سعي داشتند اين افتخار را به نام خود ثبت كنند اكنون بايد به مانند همان روزها پاي «لرز» خوردن اين خربزه هم بنشينند و پاسخگوي بازماندن اين تيم به ليگ برتر علي‌رغم هزينه‌هاي فراوان باشند؛ چراكه اگر پاس به ليگ برتر صعود مي‌كرد آنگاه حتي صداي مربي تيم هم در همهمه فرياد «كار ما بود» هيأت مديره باشگاه گم مي‌شد.
اكنون بايد از شخص استاندار- به عنوان يكي از اعضاي هيأت مديره- تا ديگر اعضا، به فكر افتاده و از مديرعامل باشگاه مجدانه بخواهند كه يا با انگيزه به ادامه كار بپردازد و جدي به فكر صعود باشد و يا آنكه خيال آنها را از صعود پاس راحت كند و بيشتر از اين هزينه‌ها را پاسوز اين باشگاه نكند. به مديرعامل باشگاه هم بايد گوشزد كرد كه وقتي كه قبول مسئوليت كرده است بايد پاي همه چيز آن بايستد و اگر «5 بار به خاطر اين تيم تا پاي زندان رفته است» اين را نه از سر تمجيد از خود بلكه نشاني از ناكارآمدي مديريت در بازپرداخت مطالبات و دقت نكردن در تنظيم قراردادها بداند.
سر آخر هم آنكه اگر واقعاً خواهان صعود پاس به ليگ برترند بايد ادبيات ليگ برتری داشته باشند و قوي و جسورانه سخن بگويند نه آنكه با رو كردن چند گزينه متوسط برای مربیگری در بازار، رمق و توان را هم از علاقه‌مندان بگيرند.
البته شرايط گفته شده- به نسبت كمتر- براي الوند متصور است و براي اين تيم و آينده آن هم بايد هرچه زودتر افقي تعريف شود تا اين تيم بومي استان كه اتفاقاً از عرق و تعصب همداني‌ها نيز برخوردار است روند موفقيت‌هاي خود در رقابت‌هاي دسته اول را ادامه دهد و در پايان يكي از دو تيم فوتبال استان به ليگ برتر راه يابد. در آن صورت هر تيمي حتي اگر الوند هم صعود كند آن تيم جايگاه آقايي فوتبال استان را خواهد داشت و در اين رابطه ديگر بحثي نخواهد بود.


برچسب‌ها: منتشر شده در روزنامه همدان پیام 19, 04, 92
|+| نوشته شده توسط سعیدزارع صفا در چهارشنبه 1392/04/19  |
 
 
 
بالا